اکشن
دو مرد که در موقعیت عجیبی با هم آشنا شده اند،در ابتدا به جای دو سارق و سپس به جای ماموران سرویس مخفی اشتباه گرفته می شوند…
داستان فیلم درباره جوانی به نام گری اگزی آنوین تارون ادگرتون است که پدرش را بر اثر یک حادثه از دست داده است، اما همچنان اشراف زادگان را مقصر در مرگ پدرش می داند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به آنها استفاده می کند. با اینحال زندگی پر دردسر اِگزی هنگام آشنایی با هری هارت کالین فیرث دستخوش تغییر می شود. هری عضو یک سازمان مخفی خصوصی به نام کینگزمن است که وظیفه برقراری امنیت به سبک و سیاق خودشان را دارند…
یک جاسوس باید اختراع جدید و ابرقدرتش را برای دفاع از ساختمان کنگره شهر در برابر یک دانشمند دیوانه به اسم سایمون بارسینیستر تست کند و…
تاکور، پلیسی بازنشسته که جبار سینگ خانواده اش را قتل عام کرده و دست های خودش را بریده است، دو ماجراجو، ویرو و جایدیو، را به کار می گیرد تا تبهکار مخوف را بیابند…
امریکای مرکزی. سرگرد آلن شیفر و تیم ورزیده ی سربازان منتخبش مأموریت می یابند تا چند سرباز اسیر ارتش امریکا را نجات دهند. در جنگل های انبوه، حادثه های عجیبی اتفاق می افتد. موجودی نامرئی و ناشناخته، که از سیاره ای دیگر به زمین آمده، افراد را یکی یکی شکار و سربه نیست می کند.
گروهی از جنگجویان زبده، در حال سقوط آزاد به هوش می آیند و موفق می شوند با استفاده از چتر نجات در یک جنگل فرود آیند. طولی نمی کشد که آن ها در می یابند روی یک سیاره دیگرند و اکنون موجوداتی بیگانه به دنبال شکار آنها هستند. اکنون تنها راه آن‌ها برای زنده ماندن در این بازی مرگبار، همکاری است.
لس آنجلس، سال 1997. کارآگاه هریگان و گروه ضربت ضد مواد مخدرش، در میانه ی زدو خورد شدید بین دارو دسته ی قاچاقچی های جاماییکایی و کلمبیایی گیر افتاده اند. هنگام درگیری با دارو دسته ی کلمبیایی ها، موجود مرموزی وارد صحنه می شود و قاچاقچی ها را قتل عام می کند. جاماییکایی ها با استفاده از این فرصت، به رئیس قاچاقچی های کلمبیایی حمله می کنند ولی آنان نیز به دست آن موجود نیمه نامرئی به قتل می رسند…
موجودات فضایی به زمین حمله کرده اند و آن را به تسخیر خود در آورده اند. اکنون نگاه تمام جهان به سربازان آمریکایی است…گویندگان بهرام زند، امیرمحمد صمصامی، کسری کیانی، شراره حضرتی، شایان شامبیاتی، کریم بیانی، مهرخ افضلی و…
داستان فیلم در مورد زنی است به نام سامانتا. او برای دختر هشت ساله اش یک مادر ایده آل از هر نظر است. آنها زندگی آرامی دارند و سامانتا هم مشغول تدریس در یک مدرسه است. اما این روند آرام زندگی به هم میخورد. زیرا ضربه ای به سر سامانتا میخورد و او گذشته ی خودش را دوباره به یاد می آورد. به یاد می آورد که او یک مامور مخفی و بسیار با مهارت بوده است. و به زودی متوجه میشود که شخصی اجیر شده است تا او را بکشد و…
داستان درباره یک بچه هیولای بامزه است که پدرش انسان و مادرش یک هیولا است، اما حالا هم از طرف انسان ها و هم هیولاها مورد هجوم قرار گرفته و…
جانی انگلیش که یک کارمند جزء در سازمان جاسوسی انگلیس است. پس از اینکه تمام جاسوسان تحت امر سازمان در یک سانحه انفجار کشته می شوند وظیفه تازه ای به او محول می شود. این مامور دست و پاچلفتی باید وظایف یک جاسوس تمام عیار سازمان را بر عهده بگیرد و در اولین ماموریتش باید توطئه های فردی فرانسوی به اسم پاسکال سواج را که جواهرات سلطنتی را به سرقت برده و مقاصد سوئی در سر دارد را خنثی کند.